تبلیغات
ماه تی تی (سایت محمدعلی صنیعی) - مطالب اهل بیت
اَللّهُمَّ كُنْ لِوَلِیِّكَ الْحُجَّةِ بْنِ الْحَسَنِ صَلَواتُكَ عَلَیْهِ وَعَلى آبائِهِ فی هذِهِ السّاعَةِ وَفی كُلِّ ساعَةٍ وَلِیّاً وَحافِظاً وَقائِداً وَناصِراً وَدَلیلاً وَعَیْناً حَتّى تُسْكِنَهُ أَرْضَكَ طَوْعاً وَتُمَتِّعَهُ فیها طَویلاً.
» تعداد مطالب :
» تعداد نویسندگان :
» آخرین بروز رسانی :
» بازدید امروز :
» بازدید دیروز :
» بازدید این ماه :
» بازدید ماه قبل :
» بازدید کل :
» آخرین بازدید :

دنبال اشعار و نوحه هائی در خصوص مصیبت تنور خولی میگشتم اشعار زیاد بود ولی نوحه نتوانستم پیدا کنم که خوشبختانه در سایت مداحان بندپی غربی چند تا نوحه دیدم ولی چون از نوشته عکس گرفته شده بود در جستجوها نشان نمیداد بنابراین بعد از اینکه خودم دیدم آنزا تایپ کردم تا در اختیار علاقمندان قرار بگیرد

سینه زنی شماره 1( زبانحال حضرت زهرا سلام الله علیها)

در مطبخ خولی چرا کردند مهمانت                        مادر بقربانت

در حیرتم کآخر چرا کشتند عطشانت                    مادر بقربانت

اندر ره دین یا حسین لب تشنه جان دادی            رعنا جوان دادی

تو در ره حق اصغر شیرین زبان دادی                   هم یاوران دادی

رأس منیرت از چه رو برخاک بنهادی                   تو اندر این وادی

خون قلب مادر از جفای قوم عدوانت                   مادر بقربانت

در مطبخ خولی چرا کردند مهمانت                      مادر بقربانت



ادامه مطلب

:: مرتبط با: اهل بیت ,
:: برچسب‌ها: سینه زنی تنور خولی , متن نوحه تنور خولی , مصیبت تنور خولی ,
ن : محمدعلی صنیعی
ت : یکشنبه 3 آبان 1394

نوحه امام حسین(ع)

روزی که درب عشق از خانه ای شکست
ساقی به روی خاک پیمانه ای شکست
زآن لحظه حرمت جانانه ای شکست
تا کربلا دل دردانه ای شکست
آواره گشته و دور از وطن حسین
ای عشق عالمین – ارباب من حسین


سرهای قدسیان بر حلقه عزا
چشمان عرشیان خونین شد ای خدا
در قلب عاشقان شد خیمه ها به پا
آوای کاروان هر دم زند صلا
هر کس ندا کند ارباب من حسین
ای عشق عالمین – ارباب من حسین


گل بوته های یاس رنگین کمان شده
رنگ بنفشه ها چون ارغوان شده
آرامش و قرار از باغبان شده
آوای لاله ها چون الامان شده
هر غنچه وا شود گوید سخن حسین

ای عشق عالمین – ارباب من حسین


روزی به کوچه ای دستان بسته ای
در پشت در گل پهلو شکسته ای
روزی دگر تن در خون نشسته ای
با ضربه ستور از هم گسسته ای
گردیده اینچنین خونین بدن حسین
ای عشق عالمین – ارباب من حسین


ما هرچه می کشیم از ضرب کینه است
آغاز بی کسی کوی مدینه است
از آتش در و از سوز سینه است
گویا که اجرت آن بی قرینه است
اینگونه شد که شد غرق محن حسین
ای عشق عالمین – ارباب من حسین


اینگونه رسم عشق گردیده قائمه
یثرب به ابتدا در طف به خاتمه
گاهی بنفشه گون گه چون شفق همه
آید بدین جهت از کوچه فاطمه
گوید به قتلگاه ای بی کفن حسین
ای عشق عالمین – ارباب من حسین


ادامه مطلب

:: مرتبط با: اهل بیت ,
:: برچسب‌ها: نوحه های دهه اول محرم , متن نوحه های محرم ,
ن : محمدعلی صنیعی
ت : دوشنبه 20 مهر 1394

زمزمه - واحد (ده شب)

(به سبک ای که بر عالمی مقتدایی)

حضرت مسلم بن عقیل

ای که بر عالمی مقتدایی           کوفه باشد شهر بی وفایی

یا حسین ای سبط طاها                     مُسلِمت گردیده تنها

زین سفر صرفِ نظر کن                     ره عوض کن جان زهرا

کوفه میا کوفه میا

******

کوفیان شرم و حیا ندارند         بی وفایان اینجا بی شمارند

از غم تو بی قرارم                              بنگر این احوال زارم

در میانِ این همه مَرد                   کس نشد جز طوعه یارم

کوفه میا کوفه میا

******

از بالای این دارالعماره                   دارم سوی کربلا اشاره

ذکر آهم گشته بر لب                   روز عمرم همچنان شب

در دمِ جان دادنِ خود                      می کنم گریه به زینب

کوفه میا کوفه میا

***************************************

مسلم بن عقیل
 تمـوم آرزوی مـن دیدن صبـح نگـاتـه
گره گشای کار من دستای گره گشاته
آرزوم اینه یه بار از دست تو توشه بگیرم
کربلایی بشه دلم رزق ششگوشه بگیرم
می دونم که نه نمی گه، چشمی که خیلی رئوفه
دل مـن تنـگه بـرایِ سحـر مسجـد کـوفـه

******
از کوفه گفتم و دلم این دلی که بی قراره
پر زده با شیون و آه به سوی دارالاماره
اونجایی که سفیر عشق با پر و بال شکسته
آروم آروم می خونه با چشمای به خون نشسته
آقا جون میا به کوفه ، کوفیا وفا ندارن
کوفیای بی مروت ، غیرت و حیا ندارن

ادامه مطلب

:: مرتبط با: اهل بیت ,
:: برچسب‌ها: اشعار دهه محرم , زمزمه و اشعار دهه محرم , سبک اشعار محرم ,
ن : محمدعلی صنیعی
ت : دوشنبه 20 مهر 1394

میلاد امام رضا(ع)

یا رضا جان کن مدد بر خوانِ تو مهمان منم

در شبِ میلادِ تو دلْ‌تشنه‌ی درمان منم

دست من از عیدی لطف و شفاعت خالی است

پادشاهی من گدایم، دست بر دامان منم

در بیابان خطا گم کرده‌ام راهِ نجات

ضامن آهویی و آهوی سرگردان منم

هشتمین نور و دهم مولای خوبان یا رضا

ده پناهم بی‌پناهم در جهان، حیران منم

عهد کردم تا نگیرم حاجتم را ای رئوف

تا سحر کوبم درِ میخانه و گریان منم

دست بر هم می‌زنم همچون تمامِ عاشقان

تا کنم جلب نظر ‌جانا، که دست افشان منم

نوش کردم باده‌ی مهرِ تو را از کودکی

تا به پیری ذاکر این ذکرِ یا سلطان منم


ادامه مطلب

:: مرتبط با: اهل بیت ,
ن : محمدعلی صنیعی
ت : دوشنبه 2 شهریور 1394
میلاد حضرت اباالفضل(ع)
ای دل هردو جهان محو فریبائی تو
درچمن هیچ گلی نیست به زیبائی تو
همه گلها به گلستان ادب صف بستند
تا ببینند دمی روی تماشائی تو
تا پراکند خدا عطر دل انگیز تورا
غرق گل شد همه جا فصل شکوفائی تو


ادامه مطلب

:: مرتبط با: اهل بیت ,
:: برچسب‌ها: اشعار میلاد حضرت اباالفضل ,
ن : محمدعلی صنیعی
ت : سه شنبه 29 اردیبهشت 1394

کوتاه کن کلام... بماند بقیّه‌اش

مرده است احترام... بماند بقیّه‌اش

 

از تیرهای حرمله یک تیر مانده بود

آن هم نشد حرام... بماند بقیّه‌اش

 

هر کس که زخمی از علی و ذوالفقار داشت

آمد به انتقام... بماند بقیّه‌اش

 

شمشیرها تمام شد و نیزه‌ها تمام

شد سنگ­ها تمام... بماند بقیّه‌اش

 

گویا هنوز باور زینب نمی‌شود

بر سینۀ امام...؟ بماند بقیّه‎اش

 

پیراهنی که فاطمه با گریه دوخته

در بین ازدحام... بماند بقیّه‌اش

 

راحت شد از حسین همین که خیالشان

شد نوبت خیام....بماند بقیّه‌اش

 

رو کرد در مدینه که یا ایّها الرّسول

یافاطمه! سلام... بماند بقیّه‌اش

 

از قتلگاه آمده شمر و ز دامنش

خون علی الدّوام... بماند بقیّه‌اش

 

سر رفت آه، بعد هم انگشت رفت، کاش

از پیکر امام بماند بقیّه‌اش

 

بر خاک خفته‌ای و مرا می­برد عدو

من می­روم به شام... بماند بقیّه‌اش

 

دلواپسم برای سرت روی نیزه‌ها

از سنگ پشت بام... بماند بقیّه‌اش

 

دلواپسی برای من و بهر دخترت

در مجلس حرام... بماند بقیّه‌اش

 

حالا قرار هست کجاها رود سرش؟

از کوفه تا به شام... بماند بقیّه‎اش

 

تنها اشاره‌ای کنم و رد شوم از آن

از روی پشت بام ... بماند بقیّه‌اش

 

قصّه به "سر" رسید و تازه شروع شد

شعرم نشد تمام... بماند بقیّه‌اش

شاعر: محمد رسولی



:: مرتبط با: اهل بیت ,
ن : محمدعلی صنیعی
ت : سه شنبه 27 آبان 1393
ما ریزه خوار سفره ی احسان زینبیم
مدیون لطف و فضل فراوان زینبیم

بال ملخ به شانه ی چشم فقیر ماست
عمریست مور ملک سلیمان زینبیم

ما را پیام خطبه ی زینب نجات داد
شکر خدا که جمله مسلمان زینبیم

پیغمبرانه سینه زنان را بهشت برد
ما قوم دربه در شده،سلمان زینبیم

ما را غلام حلقه به گوشش نوشته اند
فرموده کردگار:که از آن زینبیم

ما مثل زلف نیزه نشینان قافله
از کربلا به کوفه پریشان زینیبم

جان می دهیم عاقبت از غصه اش که ما
کشتی شکست خورده ی طوفان زینبیم

در زیر کوه غم به خدا شکوه ای نکرد
حیران و مات عصمت و ایمان زینبیم

با خیمه های سوخته معجر درست کرد
مبهوت ابتکار درخشان زینبیم



:: مرتبط با: اهل بیت ,
ن : محمدعلی صنیعی
ت : یکشنبه 25 آبان 1393
اربعین

نفس بده که نفس پای این علم بزنم
نفس بده که فقط از حسین دم بزنم

سرم فدای قدمهات آرزو دارم
که سرنوشت خودم را به خون رقم بزنم

سرم هوای تو دارد، دلم هوای ضریح
چه می شود سری گوشه حرم بزنم




:: مرتبط با: اهل بیت ,
ن : محمدعلی صنیعی
ت : شنبه 24 آبان 1393
 

 


 
جهت اطلاع از تنظیمات و ویــــرایش این قالب اینجا را کلیک کنید.

.:: کلیک کنید ::.