تبلیغات
ماه تی تی (سایت محمدعلی صنیعی) - مطالب دلنوشته ها
اَللّهُمَّ كُنْ لِوَلِیِّكَ الْحُجَّةِ بْنِ الْحَسَنِ صَلَواتُكَ عَلَیْهِ وَعَلى آبائِهِ فی هذِهِ السّاعَةِ وَفی كُلِّ ساعَةٍ وَلِیّاً وَحافِظاً وَقائِداً وَناصِراً وَدَلیلاً وَعَیْناً حَتّى تُسْكِنَهُ أَرْضَكَ طَوْعاً وَتُمَتِّعَهُ فیها طَویلاً.
» تعداد مطالب :
» تعداد نویسندگان :
» آخرین بروز رسانی :
» بازدید امروز :
» بازدید دیروز :
» بازدید این ماه :
» بازدید ماه قبل :
» بازدید کل :
» آخرین بازدید :

گاهی گمان نمی کنی ولی می شود 

                                                       گاهی نمی شود که نمی شود

گاهی هزار دوره دعا بی اجابت است

                                                      گاهی نگفته قرعه بنام تو می شود

گاهی گدای گدائی و بخت نیست 

                                                     گاهی تمام شهر گدای تو می شود




:: مرتبط با: دلنوشته ها ,
ن : محمدعلی صنیعی
ت : چهارشنبه 31 فروردین 1390
بیستمین روز حضور ما در مدینه هم گذشت و دوستان رو به روز به هم نزذیکتر شدیم و همدیگر را بهتر شناختیم . در هتلی که ما در آن حضور داریم در برخی از طبقات آن زائرین خارجی هم هستند که از کشورهای مالزی ومصر و لیبی و عراق و... می آیند چندی قبل زائرانی عراقی مقیم لندن آمده بودند روحانی آنها هم به زبان فارسی کاملا" مسلط بود و هم به زبان انگلیسی و برای زائران عرب زبان و انگلیسی زبان جدا جدا کلاس می گذاشت . البته از طرف حراست ستاد به ما گفتند که زیاد با آنها مراوده نداشته باشیم چون ممکن است خطر نفوذ منافقین و فعالیتهای جاسوسی در بین باشد . به هر حال ما که نفهمیدیم در عصر گسترش ارتباطات باید تعامل با ملل مسلمان داشته باشیم یا نه ؟


این هم حسین الصخینی زائر عراقی مقیم لندن



:: مرتبط با: دلنوشته ها ,
ن : محمدعلی صنیعی
ت : سه شنبه 30 فروردین 1390

خداوند را شاکرم که تاکنون هجدهمین روز از حضورم در شهر پیغمبر را پشت سر گذاشتم کاروانها می آیند و می روند و تنها خاطراتشان در ذهن ما و در ذهن زائران می ماند خصوصا" افرادی که این سفر سفر اولشان است خیلی برایشان خاطره انگیز است اول از ورودشان که به ما بر می خورند و تعجب می کنند از اینکه ما ایرانی هستیم و بعذ از سوالاتی تازه متوجه می شوند که ما( خادمان ایشان) از ایران آمده ایم و هر کدام از ما دارای کار و شغلی غیر مرتبط با حج و زیارت هستیم و تنها چیزی که ما را انگیزه می دهد که رنج دوری از خانواده و وطن و سختی کار شبانه روزی را بجان بخریم چیزی نیست جز محیت آل الله . هروقت می شود تمرکزی کرد به این مطلب می اندیشم و در مداحی ها هم دائما" متذکر هستم که اینجا مدینه منوره و شهر نبی مکرم اسلام است همانجائی که دل ما در غربت و دوری ازآن دائم در گرفته است و همه درد ما در شب شهادت بی بی دو عالم حضرت زهرا سلام الله علیها این است که چرا باید قبر این عزیز و دردانه پیامبر مخفی باشد و ما نتوانیم قبر ایشان را با معرفت زیارت کنیم ؟ اگر چه محبت ایشان در دلها ست و ما به واسطه این محبت ارتباط برقرار می کنیم ولی توجه به این مسأله مهم حقایق سیاسی صدر اسلام را روشن می کند و با بصیرت چراغ راه هدایت امروز ماست .  

دیروز دوست خوبمان حاج رضا کافی بدیدار ما در هتل ما آمد ایشان علاو ه بر اینکه مداح خوبی هستند و دائم در مجالس مختلف فیض می دهند مداج ثابت هیأت رهروان امام خمینی(ره) ساری هم هستند ضمن اینکه ایشان در کسوت معاونت کاروان دانشجویان وارد مدینه شدند.

عکس زیر از سمت راست: 1-حاج محمد درخشی مدیر ثابت هتل انوار الزهرا2- حاج رضا کافی 3- حقیر




:: مرتبط با: دلنوشته ها ,
ن : محمدعلی صنیعی
ت : شنبه 27 فروردین 1390

امروز از صبح غبار خیلی غلیظی فضای مدینه را پر کرده است البته این غبار از دیروز عصر شروع شد و امروز به اوجخود رسید واز طرف ستاد مدیریت عمره در مدینه به ما اطلاع دادند که به زائران توصیه شود تا بی دلیل بیرون نروند اگر این وضع در جده هم باشد به احتمال قریب به یقین پروازها هم فعلا" منتفی است . عکس زیر را همین الان از فضای بیرون هتل گرفتم شدت گردو غبار به حدی است که دید کافی برای 200 متر هم ممکن نیست .مسجدی که در روبروی عکس بصورت تیره مشاهده می کنید مسجد عمر است.




:: مرتبط با: دلنوشته ها ,
ن : محمدعلی صنیعی
ت : پنجشنبه 25 فروردین 1390

شانزدهمین روز حضور ما در مدینه منوره گذشت امروز روز پر حادثه ای بود اتفاقی افتاد که خیلی جالب بود و همچنین خطرناک ولی بخیر گذشت مسأله ای را این روزها توجه ما را بخود جلب کرده است نابسامانی های اخیر در امر صدور ویزای زائران است که بواسطه حوادث بحرین و دخالت جنایتکارانه رِژیم آل سعود در کشتار مردم شیعه است که خشم شیعیان و انسانهای آزاده را در دنیا درآورده است خصوصا" در ایران در تهران و مشهد با تحرکات شدید و شعارهای تند علیه آل سعود و تعرض مردم و دانشجویان با سفارت عربستان همراه بوده است نمونه آن تظاهرات پریروز دانشجویان در تهران بود که با دخالت نیروهای انتظامی و درگیری همراه بود ولی دانشجویان خشمگین حتی خواستند دیوار سفارت را بالا بروند و پرچم حزب الله را بجای پرچم عربستان در سردرب سفارت نصب کنند که با دخالت نیروهای انتظامی ناکام ماند و البته شش یا هفت کوپتل مولوتف هم به طرف سفارت پرتاپ شده است.هنوز از بازتاب این اقدام دانشجویان بطور مستند خبری ندارم ولی شنیده ام که سعودی ها هم از لج کار صدور ویزای زائران را به حالت تعلیق درآورده اند . خطر گسترش فرهنگ و آئین وهابیت هم خیلی مهم است اینجا حتی از یک افغانی من سوالاتی پرسیدم دیدم همان چرندیات و مهملات وهابیت را بلغور می کند و این در صورتی است خیلی خوش برخورد هستند نمی دانم اینجا ازشان تعهد می گیرند و یا اینها را گزینش می کنند !؟ خدا لعنتشان کند اینها ادبیاتی جز ادبیات صهیونیستی و آمریکائی را نمی فهمند و اراده مردم وخصوصا" شیعیان برایشان هیچ اهمیتی ندارد و هر کجا که پایشان باز شود و بتوانند برای نابودی شیعه از هیچ اقدامی فروگذار نخواهند کرد. 

این هم تصویری از این گوساله از ابوجهل بدتر که حیوانی اینقدر عمرش را بصورت شبانه روزی برای خدمت به اسلام و مسلمین سپری کرده است لقب پدر درد را به او دادند . انشاالله همانطور که در پیش بینی ها آمده است مرگ عنقریب و ناگهانی این جرثومه جهان اسلام اعلام خواهد شد و در ادامه خیزش های مردمی در کشورهای عرب بخشی ازشرایط ظهور آقا امام زمان عج مهیا خواهد شد. 




:: مرتبط با: دلنوشته ها ,
ن : محمدعلی صنیعی
ت : پنجشنبه 25 فروردین 1390

امروز یازدهمین روز حضورمان در مدینه منوره است اینجا هیچ چیزی رقت انگیز تر از این نیست که در زمانی که زائران در حال ترک مدینه هستند  با حالتی افتاده و اشک ریزان و حسرت گونه مدینه را ترک می کنند و ارتباطی که مابین ما در این مدت شش روز ایجاد می شود علاقه و محبتی در دلهایشان ایجاد می کند که به برکت محبت محمد و آل محمد دل کندشان از ما برایشان سخت نمود پیدا می کند و این کاملا" در رفتار و نوع  کیفیت وداع شان با ما مشهود است و همینطور ما هم به زائران عادت کرده و مأنوس میشویم به هر حال به درگاه خداوند شکر بجا می آورم که این روزی را نصیب ما کرد تا در بهترین شرایط در بهترین سرزمین در پیشگاه بهترین انسان مخلوق خداوند عرض ادب و خدمت نمائیم .

محمدعلی صنیعی از مدینه منوره  




:: مرتبط با: دلنوشته ها ,
ن : محمدعلی صنیعی
ت : یکشنبه 21 فروردین 1390

بالاخره با توجه به اینکه تاریخ اعزام ما به مدینه منوره در تاریخ بیست و ششم اسفند مقرر شده بود ولی با اعلام حج و زیارت تاریخ پرواز ما در تاریخ هشتم فروردین تعیین شده و آنهم از فرودگاه مهرآباد تهران به هر سختی بود شبانه حرکت کردیم و صبح روز هشتم در مهرآباد بودیم و پس ازاندکی صبر وارد تشریفات گمرکی شده و عبور کردیم و در ساعت 12/30 پرواز کردیم و حدود ساعت 16 در فرودگاه نشستیم باتوجه به اینکه ما در پروازی که در آن بودیم کلیه سرنشینان از عوامل و کادر پزشکی حج و زیارت بودند موقع تشریفات گمرکی در فرودگاه جده خیلی ازیت شدیم از معطل کردن در بدو ورود و قرنطینه ابتدائی تا عبور از گیت پلیس  تعجب من از این بود که همه ما را که عموما سابقه دار بودیم و معمولا" و همه ساله برای این امر مهم به عربستان سعودی سفر می کنیم مجددا" انگشت نگاری و عکس برداری کردند. به هر حال از اینجا هم گذشتیم و حدود آساعت یک بامداد وارد شهر مدینه منوره شدیم و مستقیم به هتل محل خدمتمان در هتل انوارالزهرا رفتیم و استراحت مختصری کرده و صبح برای زیارت و نماز و به حرمین شریفین پیامبر و قبرستان بقیع مشرف شدیم و خیلی کوتاه و مختصر و مفید زیارت کردیم و صبحانه را مهمان دوستان ساروی در یک هتل دیگر بدیم که مدیریت آن برعهده آقای حسین اسدزاده بوده که معمولا" به حسین شهردار معروف هست . برای ناهار هم با تشریفات کلیه امور هتل را در اختیار و تحویل گرفتیم منجمله انبار که مسئولیت آن برعهده من است . الان هم که نیمه شب سیزدهم فروردین است به لطف و عنایت رسول الله کارها خیلی خوب پیش می رود. اینجا اینترنت وایرلس هتل دارای مشکل است و من اجبارا" با سیمکارت و گوشی کانکت شدم وبایدالبته بزودی برطرف گردد. سعی می کنم مطالب بیشتری در روزهای آتی در سایت بگذارم .التماس دعا

محمدعلی صنیعی از مدینه منوره 

 




:: مرتبط با: دلنوشته ها ,
ن : محمدعلی صنیعی
ت : یکشنبه 14 فروردین 1390
امروز که  در محل اداره مان در ابتدای صبح مجلس پرفبض زیارت عاشورا برگزار شد با اینکه اصلا" آمادگی خواندن نداشتم و منتظر دوست عزیزم حسن شاکری بودم تا در این مجلس فیض بدهد ولیکن ایشان تشریف نیاورد و من مجبور شدم از روی محفوظات خودم بصورت خیلی مختصر اشاره به مصیبت ایام فاطمیه و شهادت حضرت محسن و مادر مظلومه اش حضرت صدیقه طاهره سلام الله علیهما نمایم . مجلس تمام شد و ساعتی چند دیدم دوست عزیزم برادر حاج محمد درخشی زنگ زد و از من برای همراهی در سفر حج عمره به منظور خدمت به حجاج بیت الله الحرام در هتلی در مدینه منوره دعوت کرد با اینکه من سفر اول نیست و دوسفر بصورت خدمه هتل مشرف شده بودم و قبل از آن هم دوبار زائر بودم خیلی خوشحال شدم بطوری که تنم می لرزید و گفتم که باید قدری به من فرصت بدهد تا موافقت مدیران خودم را در اداره اخذ کنم و من از ابتدا از مسئول واحد خودم سید اولاد پیغمبر جناب آقای سید قاسم میری پور موافقت را گرفتم و بعد از آن از رئیس خودم جناب آقای محمد کوچکی و از ایشان خواستم تا هرچه سریعتر موافقت یا عدم موافقت مدیر کل را هم برایم بگیرد . ساعتی نگذشت که مدیرکل محترم جناب آقای ابراهیم باغبانی م موافقتشان را اعلام کردم حالا نوبت به همسرم بود شاید بعضی ها بگویند چرا اول به همسرم نگفتم  به هر حال اول و آخر نداشت چون بعید می دانستم مدیرکل قبول کند ولی کرد و به همسرم هم زنگ زدم و گفتم و خیلی خوشحال شد و البته ناراحت و غبطه از اینکه چرا خودش این فیض را ندارد مخصوصا" که زمان تحویل سال باید در مدینه و در خدمت زائرین باشیم حالا نوبت تنها فرزندم و دختر عزیزم است که نمیدانم به چه زبانی به او بگویم که باید 45 روز دوری ام را تحمل کند الان هم این مطالب را می نویسم او در مدرسه است. به هر حال الخیر فی ماوقع ... سعی می کنم از مدینه سایت را بروز کنم البته اگر بتوانم از طریق گوشی و لپ تاپ به اینتر نت متصل شوم که چیز عجیبی نیست و این خدمات در عربستان خیلی راحت است برای همه آرزمندان تشرف به این سفر نورانی و با برکت از خداوند خواستارم 



:: مرتبط با: دلنوشته ها ,
ن : محمدعلی صنیعی
ت : چهارشنبه 11 اسفند 1389
 

 


 
جهت اطلاع از تنظیمات و ویــــرایش این قالب اینجا را کلیک کنید.

.:: کلیک کنید ::.