تبلیغات
ماه تی تی (سایت محمدعلی صنیعی) - اشعار مصیبت تنور خولی
اَللّهُمَّ كُنْ لِوَلِیِّكَ الْحُجَّةِ بْنِ الْحَسَنِ صَلَواتُكَ عَلَیْهِ وَعَلى آبائِهِ فی هذِهِ السّاعَةِ وَفی كُلِّ ساعَةٍ وَلِیّاً وَحافِظاً وَقائِداً وَناصِراً وَدَلیلاً وَعَیْناً حَتّى تُسْكِنَهُ أَرْضَكَ طَوْعاً وَتُمَتِّعَهُ فیها طَویلاً.
» تعداد مطالب :
» تعداد نویسندگان :
» آخرین بروز رسانی :
» بازدید امروز :
» بازدید دیروز :
» بازدید این ماه :
» بازدید ماه قبل :
» بازدید کل :
» آخرین بازدید :

داشتم دنبال اشعار مصیبت تنور خولی می گشتم ولی خیلی سخت توانستم آنرا پیدا کنم به همین خاطر برای استفاده عمومی علاقمندان در سایت می گذارم

مصیبت تنور خولی

چه شبی می‌گذرد در دلِ پنهانِ تنور

سر ِ خورشید شده گرمی ِ دُکانِ تنور

این چه نوری ست تنور از نفسش روشن شد

این چه داغی ست که آتش زده بر جانِ تنور

دیشبی را شهِ دین در حرمش مهمان بود

امشب ای وای سر او شده مهمانِ تنور

با سرش صاحب این خانه به نانی برسد

کیسه‌ها دوخته و سکه شده نانِ تنور

سر ِ شب روشن اگر بوده تنورش، حتماً

نیمه شب رفته سرش در دلِ سوزانِ تنور

چه بلایی سر ِ نیزه به سرش آوردند؟!

که پناه از همه آورده به دامانِ تنور

شأنِ «برداً و سلاما» ست نزولِ سر او

که فرود آمده از نِی به گلستانِ تنور

نیست مفهوم،‌ شده حبس، به خود می‌پیچد

ناله یِ بی‌ رمق ِ قاریِ قرآنِ تنور

تا قیامت وسطِ شعله بسوزد کم ِ اوست

بیش از این‌هاست در این فاجعه تاوانِ تنور

جواد حیدری

 

بوی بهشت می وزد از داخل تنور

موسی گمان كنم كه رسیده به كوه طور

شبنم كنار ساحل آتش چه می كند؟

این سیب سرخ داخل آتش چه می كند؟

آتش گرفته شهپر ققنوس در تنور

نفرین آسمان و زمین باد بر تنور

نمرودها و ابرهه ها عهد بسته اند

آیینه ی تجلی حق را شكسته اند

سوزانده اند قسمتی از باغ سیب را

فهمیده اند معنی شیب الخضیب را

اینجا خلیل راهی رضوان نمی شود

آتش در این بلاد گلستان نمی شود

خورشید گرگرفته درون تنور، وای

موسی سرش جدا شده دركوه طور، وای

جای عزیز فاطمه كنج تنور نیست

مطبخ محل شأن نزول زبور نیست

دیشب تمام دشت برایش گریسته

یحیی درون طشت برایش گریسته

زخم عمیق لعل لبش گریه آور است

چشمان نیمه باز شفق گونه اش تراست

رخت سیاه بر تن حوا و آسیه

مریم برای فاطمه می خواند مرثیه

كروبیان به چنگ عزا زخمه می زنند

دور تنور حور و ملك لطمه می زنند

افلاكیان آینه رو سینه می زنند

با نوحه های مادر او سینه می زنند

تا بین دست فاطمه خورشید جلوه كرد

در شهر كفر مشعل توحید جلوه كرد

زهرا نهاده دست سر زانوان خویش

قامت خمیده تر شده از چند روز پیش

زهرا به ناله، شعله به پروانه می زند

بر گیسوان سوخته اش شانه می زند

دستی كشید برسر گیسوش، گریه كرد

درسوگ زخم گوشه ی ابروش گریه كرد

زهرا به اشك مقنعه نمناك می كند

خاكستر از محاسن او پاك می كند

بر زخم دست و سینه ی زهرا زده نمك

پیشانی شكسته و لب های پر ترك

امشب نه آنكه ارض و سما گریه می كند

حتی میان عرش خدا گریه می كند

 جواد حیدری

 

ای در تنور افتاده تنها یا بُنَیَّ

دورت بگردد مادرت زهرا بُنَیَّ

من که وصیت کرده بودم با تو باشد

هر جا که رفتی زینب کبری بُنَیَّ

باور نمی کردم تو را اینجا ببینم

کنج تنور خانه ی اینها بُنَیَّ

هر قدر هم خاکستری باشد دوباره

من می شناسم گیسوانت را بُنَیَّ

با گوشه ی این چادر خاکی بشویم

خون لبت را با نوای یا بُنَیَّ

آخر چرا از پشت سر ذبحت نمودند

ای کشته ی افتاده در صحرا بُنَیَّ

شیب الخضیبت را بنازم ای عزیزم

با این حنا شد صورتت زیبا بُنَیَّ

آبت ندادند و به حرفت خنده کردند

گفتی که باشد مادرت زهرا بُنَیَّ ؟

گفتی زن خولی برایت گریه کرده

حتی به او هم می کنم اعطا بُنَیَّ

 محمدمهدی عبداللهی




:: مرتبط با: اهل بیت ,
:: برچسب‌ها: تنور خولی , خولی , مصیبت تنور خولی , سرامام حسین در تنور ,
ن : محمدعلی صنیعی
ت : سه شنبه 14 آذر 1391
 
جهت اطلاع از تنظیمات و ویــــرایش این قالب اینجا را کلیک کنید.

.:: کلیک کنید ::.